ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
327
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
نيازمند است قطعا پروردگارش را به واجب الوجوب بودن و قديم بودن و اين كه كاملترين قدرتها از آن اوست و به دو محتاج است ، خواهد شناخت . پس شناخت نفس دليلى كافى بر شناخت خداى متعال است ، پس هر كه نفس خود را نشناسد و با آن بر صانع خود استدلال نكند با آن كه نيرومندترين و نزديكترين دليلهاست چگونه پروردگارش را به دليل ديگرى خواهد شناخت 7 - المرء مخبو تحت لسانه امير مؤمنان عليه السلام فرمود : مرد در زير زبانش پنهان است . شارح گويد : [ مخبّو ] از خب است و اصل آن مخبوء ( با همزه ) مىباشد مانند مقرّو كه اصلش مقروء بوده ، همزه به واو قلب شده و سپس به منظور سبك شدن [ در تلفظ ] واو در واو ادغام شده است . يعنى : كامل و ناقص بودن مرد ، پوشيده و پنهان است تا وقتى كه زبانش را نجنباند پس چون زبانش را حركت داد و سخن گفت حال او آشكار مىشود ، پس اگر سخنش سخنى باشد كه خردها بپسندند و بزرگان بپذيرند دانش و كمالش آشكار شود ، و اگر سخنانى بگويد كه مردم از شنيدن آن كراهت داشته باشند و گوش دادن به آن را زشت شمارند حالت نادانى و نقصان او آشكار شود ، تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد ( 1 ) . 8 - بالبر يستعد الحر ، امير مؤمنان عليه السلام فرمود : با نيكى كردن آزاد مرد ، به بندگى در آيد . شارح گويد : يعنى كسى كه مىخواهد آزادگان را به خدمت خويش در آورد و آنان را مانند بنده خود قرار دهد با بخشيدن مال و غذا و خوشرويى و نرم سخنى به آنان نيكى كند در اين هنگام هر كس به خدمت كردن او رغبت مىكند و از محضر و خدمت او جدا نمىشود به دليل اين كه : آدمى بندهء احسان مىباشد ، و هر كه نيكى نداشته باشد و به كسى
--> ( 1 ) شعر از سعدى عليه الرّحمه است و شعر بعدش اين است : هر پيسه گمان مبر نهالى است باشد كه پلنگ خفته باشد بنا بر آنچه در گلستان تصحيح شده ، عبد العظيم قريب ( باب اول صفحه 19 ) آمده است به همين صورت است ، و گفته است ( قريب ) مصراع دوّم از بيت دوم در بيشتر نسخه ها همينطور است « هر بيشه گمان مبر كه خالى است » و تذكَّر داده است كه « نهال » در فارسى به معناى شكار است و صريح عبارتش چنين است « نهال به كسر نون شكار يعنى هر سياه و سفيدى را كه در كوه بينى گمان مبر شكار است شايد پلنگ خوابيده باشد » . محدّث ارموى گويد : اين بيت قرائت ديگرى هم دارد كه در بيشتر نسخه ها آمده چنان كه استاد قريب بدان اشاره كرده است و مشهور است « هر بيشه گمان مبر كه خالى است شايد كه پلنگ خفته باشد » . و چون شعر در متن نيامده بيش از آن در بارهء آن بحث نمىكنيم .